در کارخانهها ضایعات و دوباره کاری فقط یک مسئله فنی یا کیفی نیست. اگر درست دیده و ثبت نشود به صورت مستقیم روی بهای تمامشده، سودآوری، قیمتگذاری و حتی تصمیمهای توسعهای اثر میگذارد. بسیاری از واحدهای تولیدی، مقدار ضایعات را میدانند اما هزینه واقعی آن را نمیدانند، چون مرز بین…
در شرکتهای تولیدی، مدیریت هزینهها و آگاهی از میزان واقعی سودآوری بدون شناخت دقیق بهای تمام شده تقریبا…
نویسنده: admin-khalifeh
حسابداری تولیدی از تخصصیترین شاخههای حسابداری است که در واحدهای تولیدی به منظور کنترل هزینهها، مدیریت فرآیند تولید، محاسبه بهای تمام شده و ارائه اطلاعات مدیریتی ایفای نقش میکند. در کارخانهها و واحدهای صنعتی، هزینهها به شکل مستمر تولید و مصرف میشوند و حجم گردش مواد و عملیات آنقدر زیاد است که بدون یک سیستم حسابداری دقیق، امکان نظارت و تصمیمگیری صحیح وجود نخواهد داشت. حسابداری تولیدی به عنوان قلب اطلاعات مالی واحدهای صنعتی این وظیفه را بر عهده دارد که دادهها را از بخشهای مختلف مانند انبار، تولید، واحد برنامهریزی و مدیریت جمع آوری کرده و آنها را در قالب گزارشهای قابل اتکا به مدیریت ارائه کند.
از آنجایی که نحوه تولید هر محصول با دیگری متفاوت است حسابداری تولیدی باید با دقت بالا هزینهها را طبقه بندی و به هر محصول یا سفارش اختصاص دهد. همین نقش کلیدی باعث شده این حوزه یکی از مهمترین ابزارهای مدیران تولید و مدیران مالی برای کنترل کارایی و سودآوری باشد. در این مقاله از محاسبان نیک روش مبحث حسابداری تولیدی را به طور کامل توضیح میدهیم. مبحثی که ارتباط زیادی به خدمات حسابداری دارد:
حسابداری تولیدی چیست؟
حسابداری تولیدی فرآیندی است که در آن هزینههای مرتبط با تولید کالا شناسایی، اندازهگیری، ثبت و گزارش میشود. در محیطهای صنعتی، تولید محصول شامل مصرف مواد اولیه، استفاده از نیروی انسانی و استهلاک یا استفاده از ماشین آلات است. حسابداری تولیدی باید تمام این هزینهها را بهدرستی ثبت کرده و مشخص کند هر محصول به چه میزان منابع مصرف کرده است. اهمیت این بخش زمانی بیشتر مشخص میشود که مدیریت نیاز به تحلیل بهای تمام شده، کنترل مصرف مواد یا بررسی ضایعات دارد. حسابداری تولیدی با ارائه اطلاعات کاربردی باعث میشود مدیریت بتواند تصمیمگیریهایی مانند کاهش هزینه، اصلاح فرآیند تولید، تغییر قیمت فروش یا بهبود بهرهوری را با دقت بیشتری انجام دهد.
اهداف حسابداری تولیدی
حسابداری تولیدی با هدف مدیریت و کنترل دقیق هزینههای مرتبط با فرآیند تولید طراحی شده است. در واحدهای صنعتی، حجم زیادی از منابع مالی در قالب مواد اولیه، نیروی انسانی و ماشینآلات مصرف میشود و بدون یک سیستم حسابداری منظم امکان مدیریت این منابع وجود ندارد. اهداف حسابداری تولیدی فراتر از ثبت ساده هزینهها بوده و شامل تحلیل اطلاعات مالی برای بهبود تصمیمگیریهای مدیریتی نیز میشود. در ادامه اهداف اصلی حسابداری تولیدی را توضیح میدهیم:
کنترل هزینههای مستقیم
هزینههای مستقیم شامل مواد اولیه و دستمزد مستقیم است که بهطور مشخص به یک محصول اختصاص دارند. هدف حسابداری تولیدی این است که مصرف واقعی مواد در تولید هر محصول را با استانداردها یا برنامههای تولید مقایسه کرده و هرگونه انحراف را شناسایی کند. کنترل این هزینهها باعث میشود از هدررفت مواد جلوگیری شده و بهرهوری نیروی انسانی افزایش یابد. در واحدهای صنعتی، بخش زیادی از هزینهها مربوط به مواد اولیه است و کوچکترین خطا در ثبت مصرف میتواند سودآوری را بهطور قابل توجهی تحتتاثیر قرار دهد.
هدف حسابداری تولیدی
مدیریت هزینههای غیرمستقیم (سربار)
هزینههای سربار شامل مخارجی مانند برق، استهلاک ماشین آلات، حقوق سرپرستان تولید، هزینههای تعمیر و نگهداری و هزینههای جانبی تولید است که نمیتوان آن را بهطور مستقیم به یک محصول نسبت داد. حسابداری تولیدی باید مدل مناسبی برای تخصیص این هزینهها به محصولات انتخاب کند. انتخاب روش اشتباه میتواند بهای تمام شده را غیرواقعی نشان دهد. مدیریت سربار نقش مهمی در قیمت گذاری صحیح محصولات دارد و به مدیران کمک میکند بفهمند کدام محصولات سودآور و کدام یک هزینهزا هستند.
بهبود فرآیند تولید و بهرهوری
یکی از اهداف کلیدی حسابداری تولیدی ارائه اطلاعات دقیق برای تحلیل فرآیند تولید است. با استفاده از گزارشهای حسابداری، مدیریت میتواند نقاط ضعف تولید، ضایعات غیرعادی، توقفات خط تولید، مصرف نامتعارف مواد و سایر مشکلات را شناسایی کند. این اطلاعات به واحدهای برنامهریزی و مهندسی تولید کمک میکند تا فرآیندها را اصلاح کرده و بهرهوری را افزایش دهند.
ارائه اطلاعات برای تحلیل بهای تمام شده
حسابداری تولیدی باید اطلاعات لازم برای محاسبه بهای تمام شده را فراهم کند. بهای تمام شده نهتنها برای گزارش دهی مالی کاربرد دارد بلکه در تصمیم گیریهای مدیریتی، قیمتگذاری محصولات، برنامه ریزی تولید و بودجه بندی نیز استفاده میشود. دقت این اطلاعات نقش حیاتی در موفقیت واحدهای صنعتی دارد.
وظایف حسابداری تولیدی در کارخانهها
حسابداری تولیدی در کارخانهها وظایف گستردهای دارد که هم به ثبت اطلاعات مالی و هم به تحلیل دادههای تولیدی مربوط میشود:
جمعآوری و طبقهبندی هزینهها
یکی از وظایف اصلی حسابداری تولیدی جمعآوری اطلاعات مربوط به هزینههای مواد، دستمزد و سربار است. حسابدار تولید باید کلیه اسناد مرتبط با فرآیند تولید را بررسی کرده و هزینهها را بهصورت صحیح در طبقات مشخص ثبت کند. طبقه بندی درست هزینهها اساس محاسبه صحیح بهای تمام شده است.
ثبت و گزارشدهی مواد اولیه، نیمهساخته و محصول نهایی
در واحد تولیدی، مواد اولیه پس از ورود به انبار به خط تولید منتقل شده و به کالای نیمه ساخته و سپس محصول نهایی تبدیل میشود. حسابداری تولیدی باید این فرآیند را بهصورت دقیق و مرحله به مرحله ثبت کند. هرگونه مغایرت بین انبار و تولید باید سریعاً گزارش شود، زیرا این موضوع نشان دهنده ضعف در کنترل مواد، ضایعات پنهان یا خطاهای ثبت است.
محاسبه بهای تمام شده سفارش یا محصول
در کارخانههایی که تولید سفارشی انجام میدهند، حسابدار باید بهای تمام شده هر سفارش را جداگانه محاسبه کند. در تولید انبوه نیز هزینه هر واحد محصول باید با روشهای استاندارد تعیین شود. این محاسبه شامل مواد، دستمزد و سربار است و پایه اصلی قیمتگذاری محصول محسوب میشود.
تحلیل انحرافات و گزارش به مدیریت
حسابدار تولید باید بهای تمام شده واقعی را با استاندارد یا بودجه مقایسه کرده و انحرافات را تحلیل کند. این تحلیل نشان میدهد کدام بخش از تولید عملکرد مطلوبی نداشته است. گزارش تحلیلی انحرافات یکی از مهمترین ورودیهای تصمیم گیری مدیریت است.
مراحل حسابداری تولیدی
فرآیند حسابداری تولیدی شامل چند مرحله مهم است که از زمان ورود مواد اولیه به کارخانه آغاز شده و تا محاسبه بهای تمام شده محصول ادامه پیدا میکند. در هر مرحله اطلاعات مالی و عملیاتی تولید ثبت و بررسی میشود تا هزینههای واقعی مشخص شود. این مراحل به حسابداران کمک میکند تا مسیر تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی را به طور کامل ردیابی کنند. ثبت دقیق اطلاعات در هر مرحله باعث میشود محاسبه بهای تمام شده با دقت بالایی انجام شود. در نتیجه مدیریت میتواند بر اساس دادههای واقعی برنامهریزی تولید و تصمیم گیریهای مالی انجام دهد.
ثبت مواد اولیه ورودی
اولین مرحله در حسابداری تولیدی، ثبت رسید مواد اولیه است. هر مقدار مواد که وارد خط تولید میشود باید با حواله انبار، برنامه تولید و میزان مصرف واقعی مطابقت داشته باشد. ثبت دقیق این اطلاعات مانع بروز کسری انبار، هدررفت مواد و اختلاف بین گزارشهای مالی و موجودی واقعی میشود.
ثبت دستمزد مستقیم
هزینه دستمزد کارکنانی که مستقیما روی خط تولید کار میکنند باید به طور کامل ثبت شود. این ثبت بر اساس کارتهای کار، گزارشهای شیفت یا سیستمهای حضور و غیاب صورت میگیرد. محاسبه اشتباه دستمزد میتواند باعث انحراف قابل توجه در بهای تمام شده شود.
محاسبه و تخصیص سربار
سربار بخش پیچیده حسابداری تولیدی است. حسابدار باید روش تخصیص مناسب را انتخاب کرده و بر اساس ساعات کار، ساعات ماشین، مساحت یا هر معیار منطقی دیگر، سربار را به محصولات تخصیص دهد. انتخاب ملاک صحیح در واقعیت بخشیدن به بهای تمام شده بسیار مهم است.
محاسبه بهای تمام شده کالا
در مرحله نهایی مجموع هزینههای مواد، دستمزد و سربار جمع آوری شده و بهای تمام شده محصول محاسبه میشود. این محاسبه اساس گزارشهای مالی، قیمتگذاری و تحلیل عملکرد است.
مراحل حسابداری تولیدی
انواع سیستمهای حسابداری تولیدی
در واحدهای صنعتی مختلف روشهای متفاوتی برای ثبت و محاسبه هزینههای تولید وجود دارد. نوع سیستم حسابداری تولیدی به ماهیت فرآیند تولید، حجم تولید و نوع محصولات بستگی دارد. برخی کارخانهها تولید سفارشی دارند و برخی دیگر محصولات را بهصورت انبوه و پیوسته تولید میکنند. به همین دلیل سیستمهای مختلفی برای محاسبه بهای تمام شده طراحی شدهاند که هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. انتخاب سیستم مناسب حسابداری تولیدی باعث میشود اطلاعات هزینهای با دقت بیشتری محاسبه و گزارش شود.
سیستم حسابداری بهایابی سفارش کار
در سیستم بهایابی سفارش کار، هزینهها بر اساس هر سفارش، پروژه یا قرارداد به صورت جداگانه ثبت و محاسبه میشود. این روش زمانی مناسب است که تولید بر اساس درخواست مشتری انجام شود و هر سفارش ویژگیها، مواد اولیه و فرآیند متفاوتی داشته باشد. در این سیستم، برای هر سفارش یک شناسنامه هزینهای تشکیل میشود که شامل مواد مصرفی، دستمزد مستقیم نیروهای درگیر و سهم هزینههای سربار است.
بهای تمام شده هر سفارش پس از تکمیل با توجه به اطلاعات واقعی محاسبه میشود و همین موضوع امکان تحلیل سودآوری هر سفارش را فراهم میکند. به دلیل ماهیت فردی و متفاوت بودن سفارشها، این سیستم انعطاف پذیری بالایی دارد و در صنایع چاپ، سفارشسازی قطعات، پروژههای ساختمانی، صنعت طلا و جواهرسازی و کارگاههای تولیدی خاص کاربرد گستردهای دارد.
سیستم بهایابی مرحلهای
در سیستم بهایابی مرحلهای تولید محصولات در چند مرحله متوالی انجام میشود و هزینهها نیز بهجای تخصیص به سفارش، بر اساس هر مرحله تولید محاسبه میشود. این روش برای صنایعی مناسب است که تولید آنها پیوسته، انبوه و یکنواخت است و تفاوتی بین واحدهای تولید شده وجود ندارد. در این سیستم، هزینههای مواد، دستمزد و سربار برای هر مرحله جمعآوری شده و سپس به تعداد واحدهای تکمیلشده تخصیص داده میشود.
نتیجه این فرآیند محاسبه بهای تمام شده هر واحد محصول است. این سیستم در صنایعی مانند پتروشیمی، صنایع غذایی، نساجی، سیمان، لبنیات و فولاد کاربرد دارد و به دلیل ماهیت فرآیند محور امکان ارائه آمار دقیق از هزینه هر مرحله از تولید را فراهم میکند. یکی از مزیتهای اصلی این روش، سهولت تحلیل انحرافات و بررسی عملکرد مراحل مختلف تولید است.
سیستم بهایابی استاندارد
در سیستم بهایابی استاندارد، هزینههای استاندارد برای مواد، دستمزد و سربار از قبل تعیین میشوند و سپس هزینههای واقعی تولید در پایان دوره با این استانداردها مقایسه میشود. تفاوت بین هزینه واقعی و استاندارد تحت عنوان انحرافات ثبت شده و دلایل آن تحلیل میشود. این سیستم به مدیریت کمک میکند تا عملکرد تولید را بهدقت بررسی و عوامل افزایش هزینه یا کاهش کارایی را شناسایی کند.
تعیین استانداردها بر اساس مطالعات مهندسی، تجزیه و تحلیل تاریخی دادهها و ظرفیت ماشینآلات انجام میشود. این سیستم یکی از ابزارهای مهم مدیریت هزینه، برنامهریزی و کنترل عملکرد تولید است و در اغلب صنایع متوسط و بزرگ کاربرد دارد. استفاده از سیستم بهایابی استاندارد باعث افزایش شفافیت هزینهها، جلوگیری از هزینههای غیرضروری و بهبود بهرهوری تولید میشود.
سیستم بهایابی ترکیبی
در برخی کارخانهها ماهیت تولید بهگونهای است که نه به صورت کامل سفارشی و نه کاملا پیوسته است. در چنین شرایطی از سیستم بهایابی ترکیبی استفاده میشود که تلفیقی از روش سفارش کار و مرحلهای است. این سیستم برای واحدهایی مناسب است که بخشی از فرآیند تولید آنها تکراری و استاندارد بوده و بخش دیگری بر اساس نیاز مشتری تغییر میکند.
برای مثال ممکن است مواد اولیه و عملیات اصلی تولید در قالب مراحل انجام شود، اما طراحی نهایی یا برخی جزئیات محصول بر اساس سفارش مشتری متفاوت باشد. در این سیستم هزینههای بخشهای تکراری به صورت مرحلهای و هزینههای مرتبط با ویژگیهای سفارشی به روش سفارش کار محاسبه میشود. این روش به شرکتها کمک میکند بهای تمام شده محصولات ترکیبی را با دقت بیشتری محاسبه کرده و سودآوری هر سری یا سفارش را تحلیل کنند.
تفاوت حسابداری تولیدی با حسابداری صنعتی
حسابداری تولیدی بیشتر متمرکز بر ثبت، کنترل و گزارش هزینههای تولید در واحدهای صنعتی است، در حالی که حسابداری صنعتی حوزه گستردهتری دارد و علاوه بر تولید، برنامهریزی، کنترل بودجه، قیمتگذاری، تصمیم سازی و تحلیل رفتار هزینهها را نیز شامل میشود. به بیان دیگر حسابداری تولیدی بخشی از حسابداری صنعتی محسوب میشود اما دامنه محدودتر و عملیاتیتر دارد.
تفاوت حسابداری تولیدی با حسابداری صنعتی
نقش حسابداری تولیدی در کنترل هزینهها
یکی از مهمترین کارکردهای حسابداری تولیدی کمک به کنترل و مدیریت هزینههای تولید است. در کارخانهها هزینههای زیادی در فرآیند تولید ایجاد میشود و اگر این هزینهها بهدرستی کنترل نشوند، سودآوری سازمان کاهش پیدا میکند. حسابداری تولیدی با ثبت دقیق اطلاعات مالی و ارائه گزارشهای تحلیلی، امکان نظارت بر مصرف منابع را فراهم میکند. این اطلاعات به مدیران کمک میکند تا منابع مالی و عملیاتی را بهصورت بهینه مدیریت کنند. در نتیجه، سازمان میتواند هزینههای غیرضروری را کاهش داده و بهرهوری تولید را افزایش دهد.
کنترل ضایعات و جلوگیری از اتلاف منابع
کنترل ضایعات یکی از مهمترین وظایف حسابداری تولیدی است، زیرا ضایعات غیرعادی میتوانند هزینههای نهایی محصول را بهطور قابل توجهی افزایش دهند. حسابداری تولیدی با بررسی میزان ضایعات در هر مرحله تولید و مقایسه آن با استانداردهای تعیینشده، به مدیریت هشدار میدهد که در کدام بخش مصرف مواد یا فرآیند تولید از حالت عادی خارج شده است.
این تحلیلها باعث میشود علل ضایعات مانند نقص در ماشین آلات، بیدقتی کارکنان یا کیفیت پایین مواد اولیه شناسایی و رفع شوند. وقتی حسابداری تولیدی ضایعات واقعی را بهصورت دقیق گزارش میکند، مدیریت میتواند برنامهریزی بهتری برای کاهش اتلاف منابع و افزایش بهرهوری انجام دهد.
کنترل دقیق مصرف مواد اولیه و کاهش هزینههای مواد
مواد اولیه در اغلب واحدهای صنعتی بزرگترین بخش هزینه تولید را تشکیل میدهند. حسابداری تولیدی با ثبت دقیق ورود مواد به خط تولید، میزان مصرف واقعی، مصرف استاندارد و مغایرت بین این دو نقش بسیار مهمی در کنترل هزینهها ایفا میکند. اگر مصرف واقعی مواد بیشتر از حد برنامهریزیشده باشد، حسابدار تولید باید این موضوع را تحلیل و در قالب گزارشهای دقیق به مدیریت ارائه کند تا دلایل مصرف غیرعادی مشخص شود. این اطلاعات به مدیران کمک میکند فرآیندهای تولید را اصلاح کرده و از هدررفت مواد جلوگیری کنند. کنترل صحیح مصرف مواد اولیه، بهبود بهای تمام شده و افزایش سودآوری را به دنبال دارد.
تحلیل انحرافات هزینهها و کمک به تصمیمگیری مدیریتی
در واحدهای تولیدی همیشه تفاوتهایی بین هزینههای واقعی و هزینههای استاندارد وجود دارد. حسابداری تولیدی با تحلیل این انحرافات نشان میدهد که در کدام بخش هزینهها از کنترل خارج شدهاند. این انحرافات میتواند مربوط به افزایش قیمت مواد اولیه، مصرف بیش از حد، تلفات تولید، افزایش دستمزد یا تغییر در نرخ سربار باشد. تحلیل درست این اطلاعات به مدیریت اجازه میدهد تصمیمگیریهای اصلاحی انجام داده و عملکرد واحد تولید را بهبود دهد. بنابراین حسابداری تولیدی نه تنها نقش ثبتکننده هزینهها را دارد بلکه بهعنوان یک ابزار تحلیلی قوی در کنار مدیریت قرار میگیرد.
بهینهسازی برنامهریزی تولید بر اساس دادههای هزینهای
یکی از نقشهای کلیدی حسابداری تولیدی این است که به مدیریت کمک میکند برنامهریزی تولید را بر اساس دادههای واقعی انجام دهد. با داشتن اطلاعات دقیق از هزینه هر مرحله تولید، مدیریت میتواند ظرفیتهای تولیدی را تنظیم کرده، قیمتگذاری مناسبی انجام دهد و سودآورترین ترکیب محصولات را انتخاب کند. این اطلاعات باعث میشود شرکت بتواند با استفاده بهینه از منابع، گردش مواد، نیروی انسانی و ماشین آلات را مدیریت کرده و هزینههای نامتعارف را کاهش دهد. بنابراین حسابداری تولیدی بهطور مستقیم در بهینهسازی برنامههای تولیدی نقش دارد.
چالشهای رایج در حسابداری تولیدی
با وجود اهمیت بالای حسابداری تولیدی در مدیریت مالی کارخانهها، اجرای صحیح آن با چالشهایی همراه است. پیچیدگی فرآیندهای تولید، تنوع محصولات و حجم بالای دادههای مالی باعث میشود مدیریت این اطلاعات کار سادهای نباشد. علاوه بر این تغییرات قیمت مواد اولیه، تخصیص هزینههای سربار و هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان از جمله مشکلات رایج در این حوزه هستند. اگر این چالشها بهدرستی مدیریت نشوند، دقت محاسبه بهای تمام شده و گزارشهای مالی کاهش پیدا میکند. بنابراین شناخت این چالشها و تلاش برای رفع آنها نقش مهمی در بهبود عملکرد سیستم حسابداری تولیدی دارد.
ثبت ناقص یا نادرست اطلاعات تولید و مشکلات مستندسازی
یکی از بزرگترین چالشهای حسابداری تولیدی، ثبت ناقص یا اشتباه فرآیندهای تولید است. بسیاری از کارخانهها هنوز اتکای زیادی به ثبتهای دستی دارند و این موضوع باعث بروز خطا مغایرت موجودی و مشکلات محاسبه بهای تمام شده میشود. اگر اطلاعات مصرف مواد، توقفات خط تولید یا میزان تولید واقعی بهدرستی ثبت نشود، حسابدار قادر نخواهد بود گزارشهای دقیق و قابل اتکا ارائه کند. این مشکل باعث ایجاد اختلاف بین تولید و انبار، افزایش ضایعات و عدم هماهنگی در گزارشهای مالی میشود.
پیچیدگی تخصیص سربار و انتخاب روش مناسب
هزینههای سربار بخش بزرگی از بهای تمام شده را تشکیل میدهند و بهطور مستقیم قابل انتساب به محصول نیستند. انتخاب معیار مناسب برای تخصیص سربار مانند ساعات کار مستقیم، ساعات کار ماشین، تعداد واحد تولیدی یا هر پایه دیگر چالش بزرگی است. انتخاب اشتباه این معیار باعث میشود بهای تمام شده غیرواقعی محاسبه شده و قیمتگذاری محصول نیز نادرست باشد. به همین دلیل حسابداری تولیدی باید علاوه بر دانش مالی، شناخت کاملی از فرآیندهای تولیدی و ظرفیتهای ماشینآلات داشته باشد.
نوسان شدید قیمت مواد اولیه و اثر آن بر بهای تمام شده
در بسیاری از صنایع، مواد اولیه تحت تاثیر شرایط بازار، نرخ ارز، هزینه حملونقل و تغییرات عرضه و تقاضا دچار نوسان قیمت میشوند. این نوسانات محاسبه بهای تمام شده را پیچیدهتر میکند، به ویژه در کارخانههایی که از چند نوع ماده یا از واردات استفاده میکنند. حسابداری تولیدی باید تغییرات قیمت خرید را در بهای تمام شده لحاظ کرده و تاثیر آن را در گزارشهای مالی شفافسازی کند. این چالش در صنایع وابسته به فلزات، پتروشیمی، قطعات وارداتی و صنایع غذایی بیشتر دیده میشود.
عدم هماهنگی بین واحد حسابداری و بخش تولید
یکی از مشکلات رایج کارخانهها، فاصله یا عدم هماهنگی میان بخش تولید و واحد حسابداری است. زمانی که اطلاعات تولید به موقع یا به صورت کامل در اختیار حسابداری قرار نگیرد، گزارشدهی دقیق غیرممکن میشود. این چالش باعث میشود محاسبه بهای تمام شده با تاخیر انجام شود وضعیت مواد قابل پیگیری نباشد و تحلیل انحرافات با واقعیت همخوانی نداشته باشد. برای رفع این مشکل، سیستمهای یکپارچه مانند ERP و MRP بسیار ضروری هستند، زیرا جریان اطلاعات را بین تولید، انبار و حسابداری یکدست میکنند.